.
عشق یعنی پیرهن چاکی به وقتِ گُـل شدن
تُــرش باشی می پَـزَنـدَت تا به حدِّ مُـل شدن
عشق یعنی قطعه قطعه در تلاوت آمدن
رَحلِ بالی از دلت جوشد برای قُل شدن
* * *
عشق یعنی سیرِ گندم از شکاف فرق آن _
_ تا گلوی مردمان هر عقــده را وَحلُـل شدن
کوله ات را پر کنی از نان و ایمان ، بی چـــراغ _
_ در میان شهر گشتن ، خوشه ای سنبل شدن
عشق یعنی مثل شاه عبّاس باشی لااقل
در قبای ناشناسی ، آسمــان را جُل شدن
* * *
عشـــق یعنی راهــوار و مرکبِ امــری عظیـم
در پی اجرای هی هیهای هـو دُ ل دُ ل شدن
قنطــــره بودن میـان دجـله تا رود فـرات
آب را تا مشک بردن ، کربلا را پُـل شدن
آسیه خوئی ـ 92/8/19 ـ دوشنبه 11:15 ظهر
.
.
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
تعداد بازدید کننده های این پُست : 222 نفر
برچسب:
نویسنده: آبتین حیدری