خرید بک لینک

.
یک روز می آیی.. شبی.. در لحظه ای از یک غروب
در یک طلوع ِ بی نظیر از ماه ، شاید از جنوب


روزی که بر یک تاب چوبی فارغ ار هر تاب و تب
تنها نشستم با درختی ، در کنارش نهر و جوب


آنگاه از پاهای من آهسته بالا می روی
کم کم شناور می شوم در یک تب ِ مطبوع و خوب


وقتی به قلبم می رسی گریان پشیمان می شـوی
گویی دریغ از من که گیرم جان ِ سلطان ِ قلوب


آرام برمی گردی و من در زمان حل می شـوم :
پندار هستی ، تک درختی ، نور ، ساعت ، رقص ِ چوب


یک تاب ِ خالی ، اشکِ مرگ و سازِ پاندول ، شوق باد...
در زیر نــور مــاه ، آوازی ست از یـک دارکـوب.
.

.
آسیه خوئی ـ 95/7/5 ـ دوشنبه 5 بامداد

.

.

برچسب: مرگ,مرگ تدریجی یک رویا,مرگ قو,مرگ ماهی,مرگ یزدگرد,مرگ پدر,مرگ بر آمریکا,مرگ ژینا کلانتری,مرگ مادر,مرگ موش, نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 10:07

صفحه بندی