
.
تا می آیم ببوسمت
بمبی در نماز شب
منفجر می شود
تا می آیم گریه ام را
روی شانه ات بریزم
مینی در سینه خیزِ سربازی
می ترکد
تا می آیم نوازشت کنم
کسی در خنده ی کودکان
انتحار می کند
تا می آیم کودکی هایم را
در آغوش ات پناه دهم
حکم اعزام
تو را از من می گیرد
تا می آیم رؤیای تو را ببینم
کابوسی خونین
در سنگرت لخته می شود
تا می آیم ...
"مهری رحمانی"
.
.
برچسب: سربازی,سرباز,سربازهای جمعه,سرباز معلم,سربازان گمنام,سرباز وطن,سرباز هخامنشی,سربازي,سربازی اجباری,سرباز عاشق,
نویسنده: آبتین حیدری