دیوارِ کوتاهِ عشق ! - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:14
. این بار هم قرار ما پای همان دیوارِ کوتاه.همان روزهمان ساعت.حتا اگر برف بیایدحتا اگر از آسمان سنگ ببارد..این بار همقرار ماپای همان دیوارِ کوتاهتا از تو تمام بهانه ها رابرای تکرار جمله ی همیشگی ات بگیرم :" تو رفتی ،چون پیامبران نمی روند ! ".این بار همقرار ماپای همان دیوارِ کوتاهدیواری که سال ها شاهد...
با من حرف بزن بانو ! - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:14
. موهایت را که شانه می زنیحتا کلاغ ها همشانه به سر می شوند..در فصل سرخ یاقوت گوشوارتدرخت های بلوط همگیلاس می دهند..از رشته رشته چین های سبز دامنتدامنه ی رشته کوه های بی آب و علفجنگل می پوشد..با من حرف بزن بانو !اینجا تمام مریم ها به یادتهر روز صبح سبحه سبحهمی شکفند.نرگس ها به رنگ چشم هایت قسم می خور...
شنبه عاشق و پنجشنبه فارغ - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:14
. دوباره چشم تو ابری ، دوباره بارانی !چه کس به خنجر ابروش داده فرمانی ؟!گذشت شنبه ی آغاز عاشقی هایت ؟!ز پنج شنبه ی فارغ شدن هراسانی ؟!تمام شادی تو ساعتی نمی پایددوباره ساعت بعدی غمین و گریانی !کدام فلسفه آتش به جان تو انگیخت ؟چه شعر طاهرِ عوری ؟ کدام "عریانی" ؟جهان پر از کمدی های بی کلاسیک استتو از ...
تو کیستی ؟ - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:14
. تکرار خاطرات تو شعری مجسّم استمن هر چه می نویسم و می خوانمت کم است .تو کیستی ؟ پیامبری ؟ یا خدای عشق ؟هر آیه از کلام تو چون وحی ملزم است .تردید در برابر چشمان تو خطاستحکم نگاه های قشنگت مسلّم است .من می رسم به تو ولی شاید هنوز نهآینده ای که در من و یک لحظه و دَم است.. .(؟؟؟) . .
شاید قِران بعدی خورشید برنگردد - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:14
.راه نظر نبستی ، دیشب خیال شبرو از راه دیگر آمدآمد نشست در بر ، در سوره های چشم ات بی آیه ازبَر آمد.گفت ای صبور چشم ام ! افطار کن ، سحر شد ؛ این نرگس ، این دو زیتونخرما ، پیاله ای چای ، ظرفی عسل ... به دورش لب های پَرپَر آمد.ماهی که از سرِ تو ، هنگام خوشه چیدن ، دزدید هر کلاهتامشب به یک پیاله ، از ت...
هنر گُل آرایی - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:14
. با آبیاری هر روزه حتا برای یک شاخه ی خشکیده و بدون برگ و ریشه در یک ساعت و یک زمانِ مشخص در هر روز ، می توان به شکل معجزه آسایی به آن شاخه ی نازک حیاتی جاودانه بخشید. حتا اگر این شاخه ی بی برگ و بی ریشه ، شاخه ی خشکی باشد که در ساحل دریایی تلخ و شور کاشته شده باشد و مدام از مجاورت با آب های تلخ و ...
" یکی" بود ، یکی نبود (1) - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:14
. .. «« " یکی" بود ، یکی نبود »» .. . متنفرم از " یکی" بود و یکی نبودی که اول هر سمر و اوسنه و قصه ای نوشته و گفته می شه. ولی خب چاره ای ندارم واسه نگفتنش و نگفتن از قصه ی گرگ غول پیکری که یه سال به بیابونای اطراف بزرگترین آبادی و روستای ولایات خراسون زده بود و هنوز که هنوزه بعد از سی و چهار سال که ...
" یکی" بود ، یکی نبود (2) - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:13
.بعد از یک هفته کشتار بره ها و گوسفندان توسط گرگ ها ، یکی از تصمیم های مردان ده ، مراقبت از تنها بره ی باقیمانده بود. بره ای که مال پسرک بود. تنها فرزند مرد کارگری که سه سال پیش به خاطر عدم توانایی در تأمین معاش زن و فرزندش به شهر کوچ کرده بود. مرد کارگر تنها کاری که در شهر از عهده ی انجام آن برمیآم...
" یکی" بود ، یکی نبود (4) - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:13
. در آبادی ما رسم بر این بود که هر گاه برای خانواده ای از اهالی روستا مشکل یا مسئله ای بزرگ و کوچک پیش می آمد ، تمام ساکنین روستا از مرد و زن برای رفع مشکل آنها آستین همت بالا می زدند و یاری شان می کردند. روز اول ، صبح خیلی زود که من و پدرم به روستای مان رسیدیم مردان و زنان ده با ابزار و وسایل بنایی...
شب ، کویر و سکوت - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:13
. ساعتِ بیست و سه در شبی از همین "شب،سکوت و کویر"ی که هست،از نمی دانم آنجا کجا یا چه کس بود ؟ شیخی ، چراغی به دست ؛بی محابا به لب داشت شیرین غزل های لبخند و تکرارِ شهدمثل یک " یاکریم" این تکرّر به منقار از عمق شب های پست :" کو تقی ؟ موسیِ من! تقی؟ کو تقی؟ موسیِ من! تقی؟ کو تقی؟ ".ناگهان کورسویی از ا...
ﺟﻮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ جوانمرگ - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:13
. ﺑﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﺗﻢ ﻧﺴﻞ ﺑﻬﺎﺭ ﺮﻪ ﻨﻢﺑﻪ ﺳﻮ ﻠﻠﻪ ﻫﺎ ﺯﺍﺭ ﺯﺍﺭ ﺮﻪ ﻨﻢﺟﻮﺍﻧﻪ ﻫﺎ جوانمرگ ﺭﺍ ﺑﻨﺎﻡ ﺷﻬﺪ ـﺷﻬﺪ ﺑ ﻔﻦ ﻭ ﺑ ﻣﺰﺍﺭ ﺮﻪ ﻨﻢﺳﺎﻩِ ﺑﺎﺩ ﻪ ﻫﺮﻪ ﺷﻮﻓﻪ ﺑﻮﺩ ﺑُﺸﺖﻗﺮﺍﺭ ﻧﺴﺖ ﻣﺮ ﺑ ﻗﺮﺍﺭ ﺮﻪ ﻨﻢ؟ﺩﻣ ﺑﻪ ﺷﺎﺧﻪ ی ﺳﺮﻭ ﻪ ﺳﻮﺧﺖ ﺻﺎﻋﻘﻪ ﺍﺵﺩﻣ ﺑﻪ ﺯﺧﻢ ﺗﻦ ﻨﺎﺭ ﺮﻪ ﻨﻢﺑﺎ ﻪ ﺧﻮﻥ ﺩﻝ ﻏﺮﻕ ﻣﻮﺟﻪ ی ﺧﻮﻥ ﺭﺍﻮ ﺩﺍﻧﻪ ﺩﺍﻧﻪ ی ﺳﺮﺥ ﺍﻧﺎﺭ ﺮﻪ ﻨﻢﺴ ﻪ ﺷﺎﺩ ﻧﺸﺴﺖ ﺍﺯ ﻗﺒﻠﻪ ی ﻣﺎ ﻧﺴﺖﺑ...
دیگر انسانـــی نخواهد بود قربانــی بس است - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:13
. کبریای توبــه را بشکن پشیمانی بس استاز جواهر خانه ی خالی نگهبانی بس است ترس جای عشق جولان داد و شک جای یقینآبرو داری کــن ای زاهد! مسلمانی بس است خلـق دل سنگ اند و من آیینه با خود می برمبشکنیدم دوستان! دشنام پنهانی بس است یوسف از تعـبیر خــواب مصـــریان دلســـرد شدهفتصد سال است می بارد! فراوانی بس...
خورشید را سر بریدند - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:13
. این قوم باید بتازند بر آسمان های وحشیخورشید را پس بگیرند از کهکشان های وحشیای کاش یک زن در این قوم نوحی برامان بزایدکشتی به طوفان سپارند این بادبان های وحشیآنان که فکری به حال بال کبوتر نکردنددست نوازش کشیدند بر آسمان های وحشیای کاش می شد که لختی در آسمان پر بگیرمبستند پرهای ما را این آشیان های وح...
فرعون های زمانه - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:13
. ای ابرهای سترون ! باران تان پس کجا رفت ؟ دریا پرستانِ تشنه ! ایمان تان پس کجا رفت ؟ بر هر چه آدم که دیدید تسبیح کردید و سجده ابلیسیانِ زمینی ! عصیان تان پس کجا رفت ؟ بر طبل عالم بکوبید همواره بانگ اناالحق ای پنبه بازانِ سردار ! عرفان تان پس کجا رفت ؟ آتش پرستانِ مرده ! در شعله هاتان بسوزید زرتشت ه...
قلبی که ندارد سپری پیش تهاجم - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:13
. پژواکِ سئوالت ، من و دیوار و تصادم :" موسا تو بگو کو؟... تَ ؟... تقی... تَق... تَ ... تَقا... تُم ؟! " از هر غزل آوای تو پیچید به هر سو " کو؟ کو؟ " شده سی لحن به ادراک وُ تفاهم رسمی ست به دنبالِ "تقی" بهرِ جوابتبال و پرِ خونین به آئینِ تراجم ! آنقدر از اوصاف کلیمانه سرودیشد در تو تقی ، طور وَ موسا...
آبی رنگ آرامش - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:13
. من می شنوم رنگ صـــدا را آبیآهنـــگِ تـرِ تــرانـــه هـــا را آبـیدر موجِ بنفشِ عطرِ گل می بینمموسیقــی لبخنــد خــــدا را آبی.پیروزی اراده ی مردم برای رسیدن به زمانِ جاودانگی و انتشار عطر ، رنگ ، صدا و لبخند خداوند ؛ بر ملت غیور ایران زمین مبارک باد. ..
نکته ای که در توهین های نادر قاضی پور مورد اغماض واقع شده است - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:13
← : لینک دانلود سخنان سخیف قاضی پور در باره ی جنگ و زنان و نمایندگان . نادر قاضی پور از نوادر تاریخی و عجیب الخطباء مجلس نمایندگان شورای اسلامی در ایران ، به دنبال جلب رضایت زنان نماینده پس از شکایت ایشان از توهین های او نسبت به نمایندگان زن و کلمات وقیحی که نسبت به کل زنان و دختران بکار برده است ، ...
هوای تازه - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:13
.در اولین دقایق از بامداد نخستین روز از فصل بهار سال 1395 ، پس از پشت سر قرار گرفتن زمستان با شکوه پیشین که توأم با پیروزی اراده و خواست مردم ایران در انتخابات اخیر بوده و نیز با سپری شدن سال های رنج و سختی و انزوای هم میهنان ؛ احساس می کنم بهــــار در کشورم ـ ایران ـ برای اولین بار است که قدم گذاشت...
بهارِ جان ها - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:12
. گفتی نگاه کن ! ببین بهــــــار چگونه با آمدنش زمین مرده را زنده می کند ؟ گفتم دیده ام و یقین دارم که مردگان زنده می شوند. نه فقط به این دلیل که دیده ام. . گفتی دیده ای کسانی را که تاکنون حتی برای یک بار هم به آسمان نگاه نکرده اند ؟ گفتی من اصلا از آنها انتظار ندارم که به تحقیق و جستجو در آسمان ها ...
سرِ ارادت - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:12
. جان را کنیز سازم با اینکه سَر ندارمبی پا و سر ببازم چون درد ِ سر ندارم .سر را به سرّ ِ جانان قبلا اراده کردمجز سینه ای ارادت ، این مختصر ندارم .این بار پشت پایت ، در سرمه ؛ چشم پختمترسی از اشک ، یعنی از "پرده دَر" ندارم .روی زمین نه فرشی ، حتی نه خانه ای بی ــ دیوار ، سقف یا بی پیکر وَ دَر ندارم ....

برچسب‌های مرتبط

حقيقت استخاره | امیر عظیمی بی تو ویدیو | تعصب بالانجليزي | تعصب in english | خرمگس اتل لیلیان وینیچ | خرمگس به انگلیسی | سیب زمینی | ودکای موز | طوق البنات | طوق البنات الجزء الثاني